رفتن به بالا
  • چهارشنبه - ۲۱ فروردین ۱۳۹۸ - ۰۷:۲۶
  • کد خبر : ۵۵۲۱
  • مشاهده :  51 بازدید
  • چاپ خبر : هیچ کسی آنجا نبود
یادداشت دانشجویی:

هیچ کسی آنجا نبود

سرویس یادداشت پایگاه اطلاع رسانی ناحیه بسیج دانشجویی استان قزوین   شرح یک دیدار دیشب به اتفاق یه گروه درمانی در یکی از روستاهای اطراف معمولان لرستان بودیم ؛ روستای چم مورت. خسارت ناشی از سیل در روستا چندان زیاد نبود تلفاتی هم نداشتند اما تمامی پلها و راههای ارتباطی روستا به شهر و دیگر […]

سرویس یادداشت پایگاه اطلاع رسانی ناحیه بسیج دانشجویی استان قزوین

 

شرح یک دیدار

دیشب به اتفاق یه گروه درمانی در یکی از روستاهای اطراف معمولان لرستان بودیم ؛
روستای چم مورت.

خسارت ناشی از سیل در روستا چندان زیاد نبود تلفاتی هم نداشتند
اما تمامی پلها و راههای ارتباطی روستا به شهر و دیگر روستاها از بین رفته بود ..
یعنی این روستا حدود ۱۰ روز در قرنطینه بوده است !

مردم قبل از شروع بهار آذوقه مورد نیاز برای تعطیلات را ذخیره کرده بودند ، بالگردهای هلال احمر هم چند بار برایشان غذای کنسروی برده بودند

اما یاس و ناامیدی در میان مردم ده، موج میزد …
۱۰ روز آب و برق نداشتن ، راه ارتباطی نداشتن ،بی خبری از دنیا و ترس از اتمام آذوقه ،
همه را مایوس و نگران کرده بود .

گویی سیل بی مهری و بی تدبیری !
امید مردم را با خود برده ست …

دیروز یک راه ارتباطی هرچند غیر ایمن ایجاد شد …

هیچ کسی آنجا نبود
مردم تنها بودند
و ما اولین گروه امدادی بودیم (از میان گروههای جهادی مردمی و دولتی) که بعد از وقوع سیل از طریق راه زمینی وارد روستا شدیم .

حدود دو هفته تنها بودند
بدون پشتیبانی ،
بدون امداد ،
نا امید ….

بدو ورود ، مردم اغلب عصبانی بودند که “تا بحال کجا بودید ما را فراموش کرده اید…؟!”
اما برق امید در چشمهایشان تجلی میکرد.

در مسجد روستا ساکن شدیم ؛
حدود ۲۰۰ نفر را فقط در همان روستا ویزیت کردیم
همه سرماخورده بودند
اوتیت و فارنژیت و پنومونی داشتند ، دلپیچه و بعضا گاستروانتریت دیده می شد
بیماران قلبی و دیابتی هیچکدام دارو نداشتند !!
از شدت مصایب و بی دارویی فشارخونشان بالا رفته بود !
خدا روشکر به اندازه کافی دارو بهمراه داشتیم.
چند کارتون اقلام بهداشتی میان زنان روستا توزیع شد که کافی نبود.

چند ساعت بعد از ورود ما به روستا برق هم وصل شد نیروههای سپاهی هم جهت امداد وارد شدند
و شادی و امید مردم دوچندان شد.

پایان شب مردمان خونگرم ، مهربان و مهمان نواز با همان اندوخته های غذایی کم ، ما را مهمان سفره های رنگینشان کردند.
و دهیار و ریش سفیدان محل ، برای استراحت و پذیرایی ما را به منازل خود بردند؛

کلید منزل را به مسیول تیم دادند
و خودشان در خانه اقوام، شب را سپری کردند.
این است وصف محبت اقوام لر ،
در اوج سختی هم سخاوتمندند
مهربانند ، مهمان نوازی را وظیفه می دانند و هیچ محبتی را فراموش نمی کنند
تا لحظه ای که در روستا بودیم مورد مهر بی حد مردم قرار گرفتیم
و شرمنده محبتهای صادقانه شان شدیم .

شاید در بعد آماری کار مهمی نکرده باشیم ( فقط ویزیت و درمان ۲۰۰ بیمار )
اما با حضورمان ، پنجره های گِل اندود روستا را ، رو به نور امید ، باز کردیم .

این فقط یک روستا بود
که آسیب چندانی هم ندیده بود
هنوز از روستاهای دیگر بی خبریم
امروز عازم پلدختر می شویم
بدون شک وضعیت آنان بدتر از این ست.

ای دوستان
این مردم پاک ، دلسوخته دورانند !
به حق دریابیدشان …

دکتر فاطمه شفیعیان/ پزشک مستقر در موکب حضرت رقیه(س) بسیج دانشجویی استان قزوین

 

 

انتهای پیام./

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه